مسائل معماري را در حقيقت ميتوان در سطوح مختلف (مسائل
رابطه اي دانست)
اين روابط گاهي خود را متوجه (قابل لمس) نموده مانند
روابط مصالح در تجمع خود براي ايجاد يك فضاي معمارانه و در
مواقعي ديگر (غير قابل لمس ) را شامل ميشوند كما اينكه يك
مجموعه معماري و يا يك سلسله فضاي معماري در حقيقت پوسته
ايست كالبدي براي يك زندگي متشكل از روابط فردي جمعي
انسانها و جوابگوئي بمسائل در معماري و در نتيجه انتحاب و
كاربرد يك سلسله روابط مادي معنوي كه از زندگي انسان در
رابطه با اجتماع و طبيعت مشتق گرديده است.
در كل طراحي را ميتوان موفق دانست كه عملكرد آن و تجمع
عناصر متشكله دنياي كالبدي آن چنان در هم آميخته باشند كه
سنتزي از روابط قاتل لمس و غير قابل لمس را در خود مطرح
كرده باشد.
بنا بر اين جوابگوئي بمسائل معماري خود بخود دارا بودن
حسن تشخيص در انتخاب يك سلسله روابط (متناسب) و پروراندن
آن را بصورت (طرح) عنوان ميكند.
آموزش و پرورش اين حسن تشخيص و تصميم گيري در انتخاب
يكي از هدفهاي اساسي يادگيري آنست.
ميبايست توجه داشت كه اين امر از طريق مقابله با مسائل
غامض معماري بصورت جمعي از عملكردها كه در ارتباط با
يكديگر محيط زيست را تشكيل ميدهند ميسر نيست زيرا كه تعدد
مسائل فرهنگي اجتمائي و نحوه تاثير گذاري آنها بيش از حدي
است كه در ابتدا بتوانيم الگوئي جهت تشخيص و تجزيه و تحليل
آن در نظر گرفته و تصور و بازبيني روابط عملكردي را بصورت
روشن و واضح بررسي نمايد.
بدين منظور بنظر ميرسد كه بايستي عملكردها و عناصر
متشكله محيط كه مورد بررسي است بصورت مجزا و تقسيم شده
مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرد و در يك جمع بندي
نهائي روابط و عملكردها بصورت واضح و روشن وضع محيط زيست و
موقعيت موجود آنرا روشن سازد.
در راستاي چنين روندي بايستي در آغاز مفهوم عملكرد را
براي خود توجيح نمود كه در برحورد با آنها فضاهاي قراردادي
كه در ذهن انسات در طول زمان شكل گرفته فراموش گردد و
رابطه فضا با عملكردي كه در آن واقعا در حال عمل ميباشد
توجه را جلب نمايد ؛ چون اعتقاد بر اينست كه با درك مفهوم
واقعي عملكرد است كه در زمان جوابگوئي فيزيكي و پيشنهاد
فضائي بطور نسبتا صحيح و معمارانه بدان جوابگو باشيم.
نظر به اينكه از زندگي فردي و جمعي ورابطه آن با طبيعت
يادکرديم لازم است كه بار ديگر مفهوم عمل كرد را در رابطه
با اين زندگي بررسي نمود و زمانيكه عملكردها بصورت
روابطشان مطرح ميگردد و فضاي در بر گيرنده آن (فضاي
فيزيكي) در رابطه مستقيم با اين روابط است كه فرم ميگيرد
؛و اينگونه روابط كاملا مورد شناسائي و عملكرد آنها و فضاي
پيشنهادي جهت آن نيز مشخص وقابل شکل گیری میباشد.
پس از شنايائي كامل مفاهيم فوق الذكر بصورت ساده تري
ميتوان با محيط ساخته شده جهت زندگي انسانها و روابط
پيچيده اي از عملكردها كه باعث مطرح شدن آنها شده است
روبرو شد و مسائل متفاوت محيطي و فضائي را مورد شناسائي و
جوابي در جهت نحوه بوجود آمدن آنها مطرح نمود.
هر كدام از فضاهائي كه محيط زيست انسان را تشكيل ميدهد
نسبت به سلسله مراتب عملكردي و زندگي فردي جمعي شامل
عملكردهائي متفاوت هستند و هر چه از فضاي زندگي فردي فراتر
رود و به محيطهائي با برحوردهاي اجتمائي بيشتري گرايش يابد
تعداد فونكسيونها و تناوب آنها و روابط آنها پيچيده تر و
غامض تر ميگردد؛ بطور مثال اگر خانوادهاي را در نظر بگيريم
فضاي برخورد اجتمائي آنان مكاني است شامل عملكردهائي كه
احتياجات زندگي آن چند نفر را شامل ميگردد ؛ ولي در فضاي
برخورد چند خانوار كه آنرا ميتوان واحد همجواري ناميد ؛
برخوردها از نظر فرهنگي اجتمائي اقتصادي فراوانتر و پيچيده
تر ميباشد.
بهمين منوال نقاط بزحورد شهري هرچه از نظر مقياس از
واحد همجواري دور تر و به واحد شهري نزديكتر شود اين روابط
باعث بوجود آمدن عملكردهائي جمعي تر پس مشكلتر و از نظر
فضائي داراي اهميت بيشتري ميباشد.
اين فضاهاي روبنائي كه بر اساس جوابگوئي به زيربناهائي
(فونكسيونها) عملكردي مطرح ميشوند هر كدام از نظر فرم و
تشكيلات عملكردي و روابط انساني مطيع و متاثر از فزهنگ
فردي اجتمائي آن قومي است كه باعث بوجود آمدن آن محيط
ميگردد.
اين فضاها صرفا بواسطه واكنشهاي فرهنگي اقتصادي فرم
گرفته و در رابطه با يكديگر مراكز شهري يا محل برخوردهاي
اجتمائي در مقياس اجتماع بزرگتري را باعث ميگردند.
تجزيه و تحليل و شناخت چنين فضاهائي با علم باينكه اين
فضاها در رابطه با عملكردهائي بوجود آمده اند و در اثر
رابطه انسانها فضاهاي آن را باعث گرديده عملي است معمارانه
و در جهت معكوس روند خلاقيت فضا و شناسائي اين روند خود
باعث شناخت از دخل و تصرفي است كه معمار بايستي توانائي
آنرا داشته باشد.
شناخت اين عمل ( FEED BACK ) در آموزش معماري رلي
موئثر و توانا در سازندگي نحوه تعقل در جهت بوجود آوردن
امكان تفكر و خلاقيت و دريافت ابعاد تشكيل دهنده يك فضاي
قابل ساخت معمارانه را مطرح میسازد.
معماری روندی است تشکیلاتی . شما تنظیم کننده این
تشکیلات هستید و نه هنرمند میز نقشه کشی.(لوکوربوزیه)
بگفته لوئیز مانفورت زمان آینده زمان بیو تکنیک خواهد
بود و ضوابط قضاوت معماری بایستی بطور حتم و اکثرا در
رابطه با طبیعت فیزیولوزیکی باشد.
شهر یک وسیله زندگی است
شهر ها عمل کرد واقعی خود را از دست داده اند و دارای
کاربرد خود نیستند : انسان را خسته و روح را آزرده میکنند
. کمبود کامل نظم در آنها توهین آمیز است : اضمهلال در این
شهر ها علاقه های شخصی انسان ها را خدشه دار و شخصیتها را
نحیف مینماید . این شهر ها در شان زمان ما نبوده و اصولا
در شان انسان و زندگی او نیستند.(لو کوربوزیه)
سر و صدای ترافیک میتواند عواقب وخیمی را برای انسان
ایجاد نماید.
مثلا لحظات استراحت و خواب را از انسان میرباید و مختل
میسازد و باعث حساسیت فراوان و بی تحملی میگردد.
روابط خانوادگی و اجتماعی شروع به اختلال شده و مدل
زندگی فرزندان نیز دچار اختلالات روانی میگردد که در نتیجه
باعث روابط ناهنجار اجتمائی خواهد شد.
ولی اگر مریض بتواند به محیطی آرام نقل مکان نماید در
بسیاری از موارد روان او شروع به بهبود نموده و بدینترتیب
بنظر میرسد که عامل کلیه این نابسامانی ها سروصدای ناهنجار
ترافیک شهری بوده است.(پوول ولیر 1957)
سیاست ملی ما در رابطه با مسکن و فضاهای مسکونی
میبایستی بسوی سه هدف کلیدی حرکت کند : بهبود دادن به
محیطهای شهری و کنترل دقیق نحوه توسعه سریع آن.
پیشبینی های لازم و برنامه ریزی شده جهت ارائه مسکنهای
قابل زندگی راحت با توجه کامل به حرمت زندگی شهروندان.
برنامه ریزی صحیح در جهت بوجود آوردن صنعت ساختمان
صحیح و کنترل دقیق طرح ها و اجرای آنها در رابطه با سیستم
سرمایه گذاری و جلوگیری از منافع بیرویه اقتصادی ساخت و
ساز.